سلاخ‌خانه | ژرژ باتای

برگردانِ عرفان خلاقی

Danish-Crown-c-Alastair-Philip-Wiper

سلاخ‌خانه (کشتارگاه) امری‌ست در پیوند با دین، تاآنجاکه معابدِ اعصار گذشته نیز– تازه اگر بگذریم از معابد هندوها که در همین روزگار خودمان هستند- در خدمت دو هدف بودند: هم برای نیایش و هم برای کشتار. نتیجه‌ی آن – و سیمای آشوبناک سلاخ‌خانه‌ها در زمانه‌ی حاضر این حکم را تایید می‌کنند- قطعاً وجود همگرایی‌ نگران‌کننده‌ای‌ست بین راز و رمزِ اسطوره و جلال و جبروتِ شوم و بدیُمنِ آن مکان‌هایِ نوعی‌ای‌ که خون در آن‌ها جاری‌ست. دابلیو .بی .سیبروک[ii]، با کندوکاوی کافی، افسوسی عظیم را در مورد آمریکا ابراز می‌کند؛ او مشاهده کرد با این‌که حیات هم‌آمیزی جنسی جمعی[iii] در آمریکا باقی مانده است، اما [متاسفانه] خونِ قربانی عنصرِ تشکیل‌دهنده‌ی نوشیدنی اختلاطی[iv] ویژه‌ی آن نیست، او عرف زمانه‌ی حاضر را بی‌روح و بی‌مزه می‌داند. با این همه، و در عصری که ما در آن می‌زی‌ایم، سلاخ‌خانه مکانی‌ست در قرنطینه‌ و نفرین‌شده؛ همچون یک کشتیِ طاعون‌زده. حالا دیگر قربانیانِ این نفرین نه قصّابان و چارپایان، بل همان قوم «نیک‌سیرتی» هستند که از امروز به بعد فقط زشتیِ خودشان را تشویق و ترویج می‌کنند، زشتی‌ای در تناسب با یک نیاز ناسالم برای پاکیزگی و طهارت، با رذالتی تندخویانه و ملالت‌بار. این نفرین- که برای آنانی رُعب‌آور خواهد بود که آن را بر زبان جاری می‌کنند- جوری آن‌ها را تا نهایتِ امکانِ دور شدن از سلاخ‌خانه سوق می‌دهد که زندگی‌ای نباتی پی بگیرند و گیاه‌خواری کنند، دوری‌جستنی که با آن، بیرون از دایره‌ی ادب و نزاکت، خودشان را به دنیایی سست و شُل‌ووِل که هیچ‌چیز ترسناک در آن باقی نمانده است تبعید کنند، و در معرض وسواس ریشه‌کن‌ناپذیرِ شرم، زندگیشان را به تراز جویدنِ پنیر تنزل دهند.


عکس‌ها ازEli Lotar از پروژه‌ی The La Villette Slaughterhouse؛ پاریس، ۱۹۲۹:

 


پی‌نوشت‌ها:

[i] این قطعه ترجمه‌ای‌ست از Slaughterhouse نوشته‌ی ژرژ باتای در سال ۱۹۲۹ که در ویژه‌نامه‌ی فصل‌نامه‌ی OCTOBER شماره‌ی ۳۶ پیرامون او بازنشر شده است.

[ii] William Seabrook (1884-1945)

نویسنده، روزنامه‌نگار، سیّاح، پژوهشگر و از نسل منقرض‌شده‌ی خفیه‌گراهای آمریکا که با گرفتن نمونه‌های گوشت انسانی از بیمارستان‌ها آن‌ها را می‌خورد. او در دهه‌ی ۱۹۲۰ به آفریفای جنوبی سفر کرد و مدتی را با یک قبیله‌ی آدم‌خوار زندگی کرد. هرچند همواره می‌گفت که در مراسم خوردن گوشت انسان با آن‌ها مشارکت نمی‌کرده است.

[iii]  orgiastic life

[iv]  Coctail

 


فلسفهقطعات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *