درباره ما

وضعیت نهست؛ مواجهه‌ی نهست

نهست نقطه‌ی تلاقی تاریخ و تخیّل است. کوششی برای شرکت در جامعه‌ی ناممکن آینده به مدد تغییر دادنِ گذشته، به مدد لق کردن تکیه‌گاه کلمات. نهست این استراتژی معاصر کردن را در “فاسد” کردن امر معاصر می‌یابد: در ناساز بودن، در میل به نابهنگامی، همیشه نابهنگامی. نهست پروژه‌ی بازگرداندن نام‌ها و مفاهیم است به معادل‌های فراموش‌شده‌شان. جستجوی مسئولیت ما در قبال کلمات و یافتن راهی برای بازپس‌گیری واژه‌های مصادره‌شده: ستیز علیه صنعت حافظه‌ی رسمی.

این میل، این میل به نهست، را لاجرم باید مثل هر میلی آخر سر جایی خواباند؛ این نهست را خواباندش، مثلاً، روی کاغذ سفید. گیریم بدانیم جخ بلند شده. جخ جای دیگری است. جخ رفته. میل دریدا این طور بود: تعیین محل، لمس، و در آغوش گرفتن نهست یک مکان، فرار نقطه فرار، حتی کمتر از یک لحظه. ثبت تن زدنش از ثبت.

– «دریدا: ثبت نهست»؛ آلن بدیو